الگوهای کندل برگشتی، معرفی انواع کندل‌های بازگشتی در تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال
شناخت و معامله با کندل های برگشتی؛
راهنمای کامل الگوهای بازگشتی

هر بازگشت بزرگ قیمت، از یک کندل کوچک روی چارت شروع می‌شود. کندل‌های برگشتی همان کندل‌هایی هستند که پیش از چرخش روند، جابه‌جایی قدرت بین خریدار و فروشنده را نشان می‌دهند و به معامله‌گر فرصت می‌دهند پیش از حرکت اصلی وارد شود. در این راهنما، الگوهای برگشتی صعودی و نزولی و نحوه معامله با آن‌ها را بررسی می‌کنیم و با کمک پرایس اکشن و حجم، سیگنال‌های واقعی را از تله‌های نموداری جدا می‌کنیم.

کندل برگشتی چیست و چه مفهومی در روانشناسی بازار دارد؟

در تحلیل تکنیکال کندل برگشتی کندلی است که در انتهای روند شکل می‌گیرد و از چرخش جهت قیمت خبر می‌دهد. هر کندل دو بخش دارد: بدنه که فاصله قیمت باز و بسته شدن را نشان می‌دهد و سایه یا شدو (Shadow) که بیشترین و کمترین قیمت همان بازه را ثبت می‌کند. الگوی کندل برگشتی وقتی معنا پیدا می‌کند که نسبت این دو بخش غیرعادی شود؛ بدنه کوچک می‌ماند و سایه به‌طور نامتناسبی بلند می‌شود.

روانشناسی پشت این ساختار ساده است. سایه بلند می‌گوید قیمت در جهت روند حرکت کرده، ولی پیش از پایان بازه، طرف مقابل تمام مسیر را پس گرفته است. در روند نزولی، سایه پایینی بلند یعنی فروشندگان قیمت را کف برده‌اند و خریداران آن را تا نزدیک نقطه شروع بالا کشیده‌اند. همین جابه‌جایی کنترل است که کندل بازگشتی را از کندل‌های خنثی جدا می‌کند و کندل‌های بازگرداننده قیمت را به سرنخی برای پایان روند تبدیل می‌کند.

استیو نیسون در سال ۱۹۹۱ با انتشار کتاب الگوهای کندل ژاپنی این نمودارها را معرفی کرد و از آن زمان، خواندن نبرد خریدار و فروشنده از دل تک‌تک کندل‌ها به پایه تحلیل تکنیکال تبدیل شد.

تفاوت کندل برگشتی با کندل ادامه دهنده

مقایسه کندل برگشتی و کندل ادامه دهنده بر اساس موقعیت تشکیل و جهت حرکت قیمت

هر کندل نمودار به یکی از دو خانواده تعلق دارد: بازگشتی یا ادامه‌دهنده.

تشخیص این دو از هم، اولین فیلتر برای پرهیز از ورود در جهت اشتباه است، چون شکل ظاهری آن‌ها گاهی بسیار نزدیک به هم است و تنها جای تشکیل و نسبت اجزا آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

ویژگیکندل برگشتیکندل ادامه دهنده
بدنهکوچک یا در جهت مخالف روندبزرگ و هم‌جهت با روند
سایه‌هایک سایه بلند و نامتناسب با بدنهسایه‌های کوتاه و متعادل
موقعیت تشکیلانتهای روند، روی سطوح حمایت و مقاومتمیانه روند یا پس از استراحت کوتاه قیمت
پیام حرکتیتمام شدن فشار طرف غالب و چرخش کنترلتایید قدرت طرف غالب و حرکت بیشتر
نیاز به کندل تاییدیهزیاد؛ بدون تاییدیه قابل معامله نیستکم؛ خود الگو ادامه روند را تایید می‌کند
کاربرد اصلییافتن نقطه ورود در چرخش روندافزودن به معامله باز یا ورود در پولبک

نکته در موقعیت تشکیل خلاصه می‌شود؛ الگوهای بازگشتی کندل استیک بیرون از انتهای روند، ارزش سیگنالی خود را از دست می‌دهند و به کندل معمولی تبدیل می‌شوند.

الگوهای تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی بازگشتی

دسته‌بندی انواع کندل های برگشتی به الگوهای تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی

الگوهای کندلی را می‌توان بر اساس تعداد کندل‌های تشکیل‌دهنده به سه دسته اصلی تقسیم کرد:

  • الگوهای تک‌کندلی شامل چکش، چکش معکوس، مرد دارآویز، ستاره دنباله‌دار و انواع دوجی هستند. این الگوها برگشت احتمالی قیمت را در همان بازه زمانی نشان می‌دهند، اما به‌تنهایی اعتبار بالایی ندارند و بهتر است با نشانه‌های تأییدکننده همراه شوند.
  • الگوهای دوکندلی مانند پوشای صعودی، پوشای نزولی، نفوذی و ابر سیاه، از ترکیب دو کندل شکل می‌گیرند. این الگوها نشان می‌دهند که یکی از طرفین بازار توانسته بر بازه حرکتی کندل قبلی غلبه کند و در مقایسه با الگوهای تک‌کندلی، اعتبار متوسطی دارند.
  • الگوهای سه‌کندلی شامل ستاره صبحگاهی، ستاره عصرگاهی، سه سرباز و سه کلاغ هستند. این الگوها فرسایش روند، افزایش تردید و در نهایت چرخش قدرت میان خریداران و فروشندگان را نشان می‌دهند و در صورت قرارگیری در موقعیت مناسب روی چارت، از اعتبار بالاتری برخوردارند.

این ترتیب اعتبار به معنای بی‌فایده بودن الگوهای کندلی بازگشتی تک‌کندلی نیست؛ آن‌ها سریع‌ترین هشدار را می‌دهند و نقطه ورود بهتری می‌سازند، به شرط آن‌که با ابزار دیگری تایید شوند. الگوهای سه‌کندلی مطمئن‌ترند، ولی تا کامل شدنشان بخشی از حرکت رفته است.

انواع کندل‌های برگشتی صعودی در تحلیل تکنیکال

انواع کندل های برگشتی صعودی شامل چکش، پوشای صعودی، نفوذی و ستاره صبحگاهی

کندل برگشتی صعودی در پایان روند نزولی و روی سطوح حمایت شکل می‌گیرد و این پیام را داردکه فشار فروش ته کشیده و خریداران کنترل بازه را گرفته‌اند. اعتبار کل این خانواده به جای تشکیل آن‌ها گره خورده است؛ همان الگو در میانه روند نزولی فقط توقفی کوتاه نشان می‌دهد، نه پایان روند.

چهار الگوی پرکاربرد این گروه، چکش و چکش معکوس، پوشای صعودی، نفوذی و ستاره صبحگاهی هستند. بررسی را از الگوهای تک‌کندلی به سه‌کندلی پیش می‌بریم، یعنی از سیگنال‌های سریع‌تر به سیگنال‌های کم‌خطاتر، و برای هرکدام شرط دقیق تشکیل و روش تاییدگیری را مشخص می‌کنیم.

الگوی کندل چکش (Hammer) و چکش معکوس (Inverted Hammer)

الگوی کندل چکش تک‌کندلی است با بدنه کوچک در بالای محدوده و سایه پایینی بلند؛ طول سایه سفلی باید دو تا سه برابر بدنه باشد و سایه بالایی تقریبا حذف شود. رنگ بدنه اهمیت درجه دو دارد و آنچه اعتبار می‌سازد، تشکیل الگو در کف یک روند نزولی روشن است. معامله‌گرانی که الگوی چکش در تحلیل تکنیکال را دقیق می‌شناسند، پیش از هر ورودی این نسبت‌ها را اندازه می‌گیرند، نه شکل کلی کندل را.

چکش معکوس آینه همین ساختار است: بدنه کوچک در پایین محدوده و سایه بلند در بالا، آن هم در کف روند نزولی.

خریداران قیمت را بالا برده‌اند و فروشندگان آن را برگردانده‌اند، ولی همین تلاش نشان می‌دهد تقاضا در این ناحیه بیدار شده است. به دلیل جهت سایه، این الگو به تاییدیه قوی‌تری از چکش استاندارد نیاز دارد.

روش تاییدگیری در هر دو یکسان است؛ کندل بعدی باید بالاتر از سقف الگو بسته شود. ورود روی همین شکست انجام می‌شود و حد ضرر کمی پایین‌تر از انتهای سایه سفلی می‌نشیند، چون شکستن آن سطح یعنی فرض بازگشت باطل شده است.

الگوی کندل پوشای صعودی (Bullish Engulfing)

الگوی انگالفینگ صعودی از دو کندل ساخته می‌شود؛ کندل اول نزولی و کوچک است و کندل دوم صعودی، بزرگ و با بدنه‌ای که تمام بدنه کندل پیشین را می‌پوشاند. شرط پوشش روی بدنه‌ها سنجیده می‌شود، نه سایه‌ها، و هرچه پوشش کامل‌تر باشد سیگنال قوی‌تر است.

پیام این الگو تغییر تراز عرضه و تقاضا در دو بازه پشت‌سرهم است. بازار روز دوم را پایین‌تر باز می‌کند، اما خریداران تمام افت را جبران و قیمت را بالای سقف کندل قبل می‌بندند. همین بسته شدن در بالای محدوده، معامله‌گران فروشنده را وادار به بستن موقعیت‌های خود می‌کند و به حرکت صعودی سوخت می‌رساند.

برای معامله، ورود پس از بسته شدن کندل پوشاننده یا روی پولبک به بدنه آن انجام می‌شود و حد ضرر زیر کف الگو قرار می‌گیرد. کندل برگشتی صعودی از این نوع، اگر با افزایش محسوس حجم معاملات همراه شود، یکی از قابل‌اعتمادترین سیگنال‌های دو کندلی است.

الگوی کندل نفوذی (Piercing Pattern) و دوجی سنجاقک

الگوی نفوذی نسخه ملایم‌تر پوشای صعودی است. کندل دوم پایین‌تر از بسته شدن کندل نزولی قبل باز می‌شود و باید بیش از ۵۰ درصد بدنه آن کندل را به سمت بالا پس بگیرد. اگر نفوذ کمتر از نیمه باشد، الگو رد می‌شود و سیگنالی در کار نیست.

دوجی سنجاقک (Dragonfly Doji) ساختار متفاوتی دارد؛ قیمت باز و بسته شدن تقریبا یکسان است، سایه پایینی بلند و سایه بالایی عملا صفر. این شکل یعنی فروشندگان تمام بازه را در اختیار داشته‌اند و در لحظه پایانی همه دستاورد خود را واگذار کرده‌اند. روی سطوح حمایت معتبر، این کندل هشدار زودهنگام برگشت است.

هر دو الگو یک ضعف مشترک دارند؛ بدنه نهایی آن‌ها قدرت خریدار را کامل نشان نمی‌دهد. پس ورود تنها با کندل تاییدیه صعودی بعدی منطق دارد و حد ضرر زیر کف سایه، جایی که فرض برگشت باطل می‌شود، بسته می‌شود.

الگوی کندل ستاره صبحگاهی (Morning Star)

ستاره صبحگاهی از سه کندل ساخته می‌شود و روایت کاملی از پایان روند نزولی دارد: کندل اول نزولی و بزرگ (اوج قدرت فروشنده)، کندل دوم با بدنه بسیار کوچک و پایین‌تر از کندل اول (تردید و تعادل)، و کندل سوم صعودی و بزرگ که تا میانه بدنه کندل اول یا بالاتر پیش می‌رود (بازگشت کنترل به خریدار).

در بازارهای دارای گپ قیمتی، بدنه کندل میانی با گپ نزولی از کندل اول و با گپ صعودی از کندل سوم جدا می‌شود و همین دو گپ، اعتبار الگوی ستاره صبجگاهی را بالا می‌برد. در بازارهای بیست‌وچهار ساعته مثل کریپتو و فارکس گپ کمتر دیده می‌شود و ملاک، فقط جای بدنه‌ها نسبت به هم است.

ورود پس از بسته شدن کندل سوم انجام می‌شود، حد ضرر زیر کف کندل میانی می‌نشیند و هدف اول، نزدیک‌ترین مقاومت پیش رو است. هرچه بدنه کندل سوم بزرگ‌تر و حجم آن بیشتر باشد، احتمال ادامه حرکت بالاتر می‌رود.

انواع کندل‌های برگشتی نزولی در تحلیل تکنیکال

انواع کندل های برگشتی نزولی شامل مرد دارآویز، ستاره دنباله‌دار، پوشای نزولی و ستاره عصرگاهی

کندل برگشتی نزولی در سقف‌های قیمتی و روی مقاومت‌ها شکل می‌گیرد و هشدار می‌دهد که تقاضا برای ادامه صعود کافی نیست. این خانواده از الگوها برای معامله‌گر دو کاربرد دارد: خروج به‌موقع از موقعیت خرید و یافتن نقطه ورود در جهت فروش.

انواع کندل‌های برگشتی نزولی پرکاربرد شامل مرد دارآویز، ستاره دنباله‌دار، پوشای نزولی و ابر سیاه، و ستاره عصرگاهی همراه با دوجی سنگ قبر است. نکته مهم در تمام آن‌ها یکی است؛ سقف‌ها با سرعت بیشتری از کف‌ها می‌ریزند، پس فاصله بین سیگنال و حرکت اصلی کوتاه‌تر و مدیریت ریسک سخت‌گیرانه‌تر است.

الگوی کندل مرد دارآویز (Hanging Man)

مرد دارآویز از نظر شکل، همان چکش است؛ بدنه کوچک در بالای محدوده و سایه پایینی بلند. تفاوت کامل در جای تشکیل نهفته است. چراکه این الگو در سقف یک روند صعودی ظاهر می‌شود، نه در کف روند نزولی. پس شکل کندل به‌تنهایی هیچ سیگنالی نمی‌دهد و بستر روند، معنای آن را تعیین می‌کند.

سایه بلند پایینی در سقف روند یعنی فروشندگان برای نخستین بار توانسته‌اند قیمت را عمیقا پایین بکشند، حتی اگر خریداران در انتهای بازه آن را برگردانده باشند. رسوخ فروشنده در ناحیه‌ای که تا پیش از آن کامل در اختیار خریدار بود، اولین ترک در ساختار روند صعودی است.

این الگو در میان کندل‌های نزولی، بیشترین نیاز را به کندل تاییدیه دارد؛ تا وقتی کندل بعدی زیر کف بدنه مرد دارآویز بسته نشود، فرض برگشت اعتباری ندارد. حد ضرر موقعیت فروش، بالای سقف سایه علوی الگو قرار می‌گیرد.

الگوی کندل ستاره دنباله دار یا شوتینگ استار (Shooting Star)

ستاره دنباله‌دار در سقف روند صعودی شکل می‌گیرد و ساختاری معکوس چکش دارد: سایه علوی بلند (دو برابر بدنه یا بیشتر)، بدنه کوچک در پایین محدوده و سایه پایینی ناچیز. الگو در بالاترین ناحیه حرکت ظاهر می‌شود و بدنه آن نزدیک کف بازه بسته می‌شود.

روانشناسی این کندل، شکست آشکار خریداران است. قیمت با هیجان تا سقف تازه بالا می‌رود، ولی عرضه سنگین در آن ناحیه تمام مسیر را برمی‌گرداند و بازه در نزدیکی نقطه شروع بسته می‌شود. معامله‌گرانی که در اوج خرید کرده‌اند، در زیان می‌مانند و خروج آن‌ها به فشار فروش بعدی سوخت می‌دهد.

ستاره دنباله‌دار روی مقاومت‌های تاریخی یا سقف کانال، قابل‌اعتمادترین حالت خود را دارد. ورود پس از بسته شدن کندل نزولی بعدی و حد ضرر بالای سایه علوی تعیین می‌شود.

الگوی کندل پوشای نزولی (Bearish Engulfing) و ابر سیاه

این دو الگو دو کندلی هستند و هر دو در سقف روند صعودی شکل می‌گیرند، با تفاوتی مهم در میزان نفوذ کندل نزولی. جدول زیر مرز آن‌ها را روشن می‌کند.

ویژگیپوشای نزولیابر سیاه (Dark Cloud Cover)
میزان نفوذ در بدنه کندل صعودی قبلپوشش کامل بدنهنفوذ بیش از ۵۰ درصد، کمتر از پوشش کامل
محل باز شدن کندل دومهم‌سطح یا بالاتر از بسته شدن کندل اولبا گپ صعودی، بالاتر از سقف کندل اول
قدرت سیگنالبالامتوسط تا بالا
نیاز به تاییدیهکممتوسط

در هر دو حالت، الگوی انگالفینگ نزولی و ابر سیاه یک پیام مشترک دارند؛ خریداران بازه را با خوش‌بینی باز کرده‌اند و فروشندگان تمام آن خوش‌بینی را تا پایان بازه بلعیده‌اند. ورود پس از بسته شدن کندل دوم و حد ضرر بالای سقف الگو منطقی‌ترین ساختار معامله است.

الگوی کندل ستاره عصرگاهی (Evening Star) و دوجی سنگ قبر

ستاره عصرگاهی قرینه دقیق ستاره صبحگاهی در سقف بازار است: کندل اول صعودی و بزرگ، کندل دوم با بدنه‌ای بسیار کوچک در بالاترین ناحیه، و کندل سوم نزولی و بزرگ که تا میانه بدنه کندل اول یا پایین‌تر نفوذ می‌کند. بدنه کوچک میانی، لحظه تردید بازار را ثبت می‌کند و کندل کندل آن تردید را به تصمیم فروش تبدیل می‌کند.

دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) نسخه فشرده همین روایت در یک کندل است؛ قیمت باز و بسته شدن روی کف بازه و سایه علوی بلند بالای آن. وقتی این کندل دقیقا روی سطوح حمایت و مقاومت شناخته‌شده و در برخورد با مقاومت شکل بگیرد، اعتبار آن به سطح الگوهای سه‌کندلی نزدیک می‌شود.

هدف معامله در هر دو الگو، نزدیک‌ترین حمایت پیش رو است و حد ضرر بالای سقف ساختار قرار می‌گیرد. اگر کندل سوم ستاره عصرگاهی با حجم بالا بسته شود، احتمال شروع روند نزولی میان‌مدت بیشتر از یک اصلاح کوتاه است.

نحوه تشخیص و اعتبارسنجی کندل‌های برگشتی در پرایس اکشن

مراحل اعتبارسنجی الگوی کندل برگشتی در پرایس اکشن از بررسی روند تا شمع تاییدیه

الگوی کندل برگشتی به‌تنهایی فقط شکل است؛ اعتبار آن از بستری می‌آید که در آن ظاهر می‌شود. پنج گام زیر ترتیب واقعی اعتبارسنجی در پرایس اکشن است و رد شدن هر گام، سیگنال را باطل می‌کند.

  1. وجود روند پیشین روشن را بررسی کنید؛ الگوهای بازگشتی کندل استیک در بازار خنثی و بدون روند، هیچ روندی برای برگرداندن ندارند.
  2. مطمئن شوید الگو روی سطح کلیدی نشسته است: حمایت، مقاومت، سقف و کف پیشین یا لبه کانال.
  3. تایم فریم را هم‌راستا کنید؛ سیگنال تایم فریم روزانه به‌مراتب کم‌خطاتر از سیگنال پنج دقیقه‌ای است و سیگنال خلاف جهت تایم فریم بالاتر کنار گذاشته می‌شود.
  4. حجم معاملات کندل برگشتی را با میانگین چند کندل پیش مقایسه کنید؛ برگشت واقعی با ورود پول همراه است.
  5. منتظر کندل تاییدیه بمانید و ورود را روی شکست سقف الگو یا روی پولبک به همان سطح انجام دهید، نه در لحظه دیدن الگو.

پیش از ارسال سفارش، روش تعیین حد ضرر در معامله را مشخص کنید؛ در الگوهای برگشتی، انتهای سایه مخالف تنها نقطه‌ای است که شکستن آن فرض بازگشت را باطل می‌کند، پس حد ضرر منطقی همان‌جا و نه بر اساس درصد دلخواه قرار می‌گیرد.

ترکیب کندل‌های برگشتی با اندیکاتورها و سطوح حمایت و مقاومت

نرخ برد کندل‌های برگشتی وقتی جهش می‌کند که چند شاهد مستقل روی یک ناحیه هم‌نظر شوند. این هم‌پوشانی هسته روش کار معامله‌گران حرفه‌ای است و سه شاهد پرکاربرد آن را در ادامه می‌بینید.

  • سطوح حمایت و مقاومت: الگویی که روی سطح چند بار آزمون‌شده تشکیل شود، از الگوی معلق در میانه نمودار بسیار معتبرتر است.
  • اندیکاتور RSI: واگرایی صعودی یا خروج از ناحیه اشباع فروش، همان لحظه‌ای که چکش یا پوشای صعودی ظاهر می‌شود، تاییدیه دوم را می‌سازد. برای مسلط شدن روی این ابزار، آموزش اندیکاتور RSI را کنار همین الگوها تمرین کنید.
  • اندیکاتور MACD: تقاطع خط سیگنال هم‌زمان با کندل تاییدیه در اندیکاتور مکدی، نشانه چرخش مومنتوم در تایم فریم معامله است.
  • حجم معاملات: بدون رشد حجم، برگشت بیشتر شبیه نبود فروشنده است تا ورود خریدار.
ترکیب کندل‌های برگشتی با اندیکاتورها و سطوح حمایت و مقاومت

قاعده عملی ساده است؛ هرچه شمار شاهدهای هم‌جهت بیشتر باشد، حجم موقعیت را می‌توان بزرگ‌تر گرفت و با یک شاهد تنها، بهتر است معامله کنار گذاشته شود.

ترکیب کندل‌های برگشتی با پرایس اکشن مدرن و نواحی نقدینگی

پرایس اکشن مدرن جای تشکیل کندل برگشتی را دقیق‌تر از خطوط ساده حمایت و مقاومت تعریف می‌کند. در این نگاه، قیمت به سراغ نواحی‌ زیر کف‌های واضح و بالای سقف‌های واضح می‌رود که سفارش‌ها در آن‌ها انبار شده است. برداشتن این سفارش‌ها را لیکوئیدیتی سوییپ می‌نامند.

ارزش عملی ماجرا اینجاست؛ معتبرترین کندل‌های برگشتی دقیقا پس از همین جارو شکل می‌گیرند. کندلی که سایه بلند خود را زیر کف قبلی فرو می‌کند، حد ضررها را فعال می‌کند و بعد بالای همان کف بسته می‌شود، ترکیبی از تله نقدینگی و بازگشت است. اگر این کندل درون یک اوردر بلاک یعنی آخرین ناحیه تجمع سفارش پیش از حرکت شارپ بنشیند، ساختار ورود کامل می‌شود.

تفاوت این رویکرد با روش سنتی در انتظار است؛ معامله‌گر به‌جای ورود روی خط حمایت، اجازه می‌دهد قیمت زیر آن نفوذ کند و تنها به کندل بازگشتی پس از نفوذ واکنش نشان می‌دهد. همین صبر، بیشتر ورودهای زودهنگام روی سطوح شکسته‌شده را حذف می‌کند.

ترکیب کندل‌های برگشتی با پرایس اکشن مدرن و نواحی نقدینگی

فیلتر کردن کندل‌های برگشتی با اندیکاتور والیوم پروفایل

فیلتر کندل‌های برگشتی با اندیکاتور والیوم پروفایل بیشترین کاربرد را در حذف سیگنال‌های نویزی دارد؛ کندل بازگشتی خوش‌شکل در ناحیه‌ای که هیچ حجمی در آن معامله نشده، پشتوانه‌ای برای برگشت ندارد و اغلب فقط نوسان کم‌عمق را نشان می‌دهد.

  1. والیوم پروفایل را روی کل بازه روند جاری رسم کنید تا توزیع حجم در سطوح قیمتی، به‌جای توزیع آن در زمان، دیده شود.
  2. ناحیه بیشترین حجم معاملات یا نقطه کنترل (POC) و لبه‌های ناحیه ارزش را روی نمودار علامت بزنید؛ این سطوح، مغناطیس واقعی قیمت هستند.
  3. الگوهای کندلی بازگشتی تشکیل‌شده بیرون از این نواحی را کنار بگذارید و فقط الگوهایی را نگه دارید که روی گره‌های حجمی بالا یا در لبه ناحیه ارزش نشسته‌اند.
  4. حجم کندل بازگشتی را با میانگین حجم بازه مقایسه کنید؛ رشد قابل‌توجه حجم روی کندل، تاییدیه ورود پول هوشمند است.
  5. گره‌های حجمی پایین را به‌عنوان هدف حرکت بعدی علامت بزنید، چون قیمت این نواحی را با سرعت بیشتری طی می‌کند.
فیلتر کردن کندل‌های برگشتی با اندیکاتور والیوم پروفایل

نقشه راه معامله‌گری با کندل‌های برگشتی؛ چگونه نقطه ورود موفق داشته باشیم؟

آنچه از این راهنما به میز معامله می‌برید، یک ترتیب ثابت است؛ الگوهای بازگشتی کندل استیک نقطه ورود می‌سازند، ولی تنها وقتی بستر و تاییدیه سر جای خود باشند.

  1. روند و تایم فریم اصلی خود را انتخاب و سطوح کلیدی آن را از قبل علامت بزنید.
  2. منتظر تشکیل کندل‌های برگشتی روی همان سطوح بمانید، نه در هر نقطه نمودار.
  3. نسبت بدنه به سایه و شرط دقیق همان الگو را اندازه بگیرید.
  4. تاییدیه دوم را از حجم، اندیکاتور یا واکنش قیمت به سطح بگیرید.
  5. ورود را روی شکست سقف الگو یا پولبک انجام دهید، حد ضرر را پشت سایه مخالف بگذارید و حجم موقعیت را بر اساس همان فاصله حساب کنید.

سود پایدار در این روش از پیدا کردن الگوی بیشتر نمی‌آید، از رد کردن الگوهای بی‌بستر می‌آید. هر سیگنالی که یکی از پنج گام بالا را رد کند، معامله‌ای است که نگرفتن آن ارزش بیشتری از گرفتنش دارد.

سوالات متداول

۳ سوال

۱. آیا کندل‌های برگشتی به تنهایی برای معامله کافی هستند؟

نه؛ الگوی برگشتی فقط احتمال چرخش را نشان می‌دهد و برای معامله به بستر و تاییدیه نیاز دارد. سیگنال قابل‌اجرا زمانی ساخته می‌شود که الگو روی سطح کلیدی تشکیل شود، کندل تاییدیه بعدی آن را تایید کند و حجم معاملات یا اندیکاتوری مثل RSI هم‌جهت باشد.

۲. معتبرترین کندل برگشتی در تحلیل تکنیکال کدام است؟

در میان الگوها، ساختارهای سه‌کندلی مثل ستاره صبحگاهی و ستاره عصرگاهی بالاترین اعتبار را دارند، چون شرط‌های بیشتری برای تشکیل آن‌ها باید برآورده شود. پس از آن‌ها، پوشای صعودی و پوشای نزولی با پوشش کامل بدنه کندل پیشین قرار می‌گیرند.

۳. کندل‌های برگشتی در کدام تایم فریم دقیق تر عمل می کنند؟

هرچه تایم فریم بالاتر باشد، نویز کمتر و اعتبار الگو بیشتر است؛ تایم فریم روزانه و هفتگی کم‌خطاترین سیگنال‌ها را می‌دهند. در تایم فریم‌های زیر یک ساعت، الگوها فراوان‌تر ولی بسیار پرخطاتر دیده می‌شوند و بدون هم‌راستایی با تایم فریم بالاتر ارزش معاملاتی ندارند.
11 بازدید کننده
این مطلب چقدر مفید بود؟
اشتراک گذاری در

من انیس مسکینی هستم و به عنوان مدیر محتوای وب‌سایت فراز فعالیت می‌کنم. بیش از هفت سال است که به عنوان تریدر و تحلیلگر در بازارهای مالی حضور دارم و تمرکز اصلی من روی رصد دقیق مارکت، شکار فرصت‌های معاملاتی و تحلیل سناریوهای اقتصادی است. هدف من این است که پیچیده‌ترین مفاهیم بازار را به محتوایی ارزشمند و کاربردی تبدیل کنم تا مخاطبان بتوانند با اتکا به دانش که بهترین اهرم در سرمایه‌گذاری است، تصمیمات دقیق‌تری بگیرند؛ چرا که باور دارم یک محتوای عالی دقیقا مانند یک ترید موفق، باید در بهترین زمان ممکن بالاترین بازدهی را ایجاد کند. در کنار تحلیل و مدیریت محتوا، شیفته‌ی ایده‌پردازی خلاقانه و کشف زوایای پنهان و کم‌تر دیده‌شده‌ی بازارهای مالی هستم.

ثبت نظر

نظر خود را با ما درمیان بگذارید.

نظرات بدون دیدگاه