بهترین سرمایه گذاری در زمان جنگ چیست؟ بررسی کامل انواع سرمایهگذاری
جنگهایی که در طول تاریخ رخ دادهاند، از جنگ جهانی گرفته تا جنگ روسیه و اوکراین که تا مدتی پیش تمامی اخبارهای جهان را در بر گرفته بود، همواره تأثیری عمیق بر اقتصاد جهانی و بازارهای مالی داشتهاند. این تأثیرات هم شرایط چالشبرانگیز و تهدیدآمیزی را در زندگی افراد ایجاد کردهاند که و هم فرصتهایی منحصربهفرد را به همراه داشتهاند. در این میان گفته میشود که سرمایهگذاریهای مناسب میتوانند در روز مبادا کمک حال تمامی افراد باشند.
در حقیقت سرمایه گذاری در زمان جنگ به معنی یافتن فرصتهایی است که از دل بحرانها زاده میشوند که بههیچوجه نباید از آنها غافل شد. در این مقاله بر تاثیرات جنگ بر اقتصاد جهانی نگاهی خواهیم داشت و سپس به بررسی بهترین سرمایه گذاری در زمان جنگ میپردازیم و صنایعی که در برابر بحران مقاوم هستند و همچنین داراییهایی در زمان جنگ جان میگیرند را به شما معرفی میکنیم.
تاثیر جنگ بر اقتصاد و بازارها
جنگ نیرویی ویرانگر است که جوامع و اقتصاد جهانی را عمیقا تغییر میدهد و تاثیرات آن همیشگی است. هرچند که بیشترین آسیبهای جنگ بر دوش کشورهایی است که درگیر آن هستند، اما واقعیت این است که اثرات جنگ فراتر از مرزها رفته و بازارهای جهانی، اقتصاد کشورهای همسایه و حتی سیاستهای پولی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.

در ادامه این بخش تأثیرات کوتاهمدت و بلندمدت جنگ بر اقتصاد و بازارها را به شما معرفی میکنیم.
- هزینههای مستقیم اقتصادی برای کشورهای جنگزده: کشورهایی که بهطور مستقیم درگیر جنگ هستند، هزینههای سنگینی را متحمل میشوند. تخریب زیرساختها، کاهش شدید بهرهوری و افت فعالیتهای اقتصادی از مهمترین پیامدهای جنگ هستند. تحقیقات نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای جنگزده، بهطور متوسط طی پنج سال پس از آغاز جنگ، بیش از ۳۰ درصد کاهش مییابد که در نتیجه نابودی داراییها، افت سرمایهگذاری و استفاده قابلتوجه از منابع به منظور اهداف نظامی رخ میدهد.
- افزایش تورم: یکی از اولین پیامدهای جنگ، افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی است. بهعنوان مثال، جنگ روسیه و اوکراین باعث افزایش شدید قیمت نفت و گاز شد. روسیه بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و گاز و اوکراین بهعنوان صادرکننده مهم گندم و دانههای روغنی، نقش کلیدی در بازارهای جهانی دارند. اختلال در عرضه این کالاها منجر به افزایش تورم در بسیاری از کشورها شده است.
- مشکلات زنجیره تأمین و تغییر جریانهای انرژی: جنگها باعث اختلال در زنجیره تأمین جهانی میشوند. در جریان جنگ اوکراین، مشکلاتی که قبلاً در زنجیره تأمین به دلیل پاندمی وجود داشت، شدیدتر شد. علاوه بر این، تحریمها علیه روسیه باعث تغییر در جریانهای انرژی و تلاش کشورهای اروپایی برای جایگزینی گاز و نفت روسیه شد. این تغییرات نیازمند زمان و هزینه زیادی است و باعث افزایش قیمت انرژی و کاهش اطمینان در بازارها میشود.
- تورم نیز در کشورهای جنگزده به شدت افزایش مییابد و ناشی از شوکی است که به عرضه وارد میشود. در پی افزایش تورم نیز بخشهای تولیدی و زنجیرههای تأمین دچار اختلال میشوند و قیمتها بهسرعت افزایش پیدا میکنند.
- تجارت و هزینههای نظامی: تأثیرات اقتصادی جنگ اغلب از دو مسیر اصلی منتقل میشود، ارتباطات تجاری و هزینههای نظامی. کشورهایی که ارتباطات تجاری قویتری با منطقه جنگزده دارند، در برابر اختلالات زنجیره تأمین و کاهش بهرهوری آسیبپذیرتر هستند.
- در عین حال، هزینههای نظامی در زمان جنگ بهشدت افزایش مییابد، هم در کشورهای جنگزده و هم در سایر کشورها. در یک کشور جنگزده، هزینههای نظامی میتواند تا ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش یابد، که منابع را از سایر فعالیتهای تولیدی منحرف میکند. برای کشورهایی که از جنگ دورتر هستند، افزایش هزینههای نظامی میتواند فعالیت اقتصادی را تحریک کند و گاهی باعث رشد موقت اقتصادی شود. با این حال، این افزایش هزینهها فشار زیادی بر بودجه عمومی وارد میکند و ممکن است سرمایهگذاری در سایر حوزههای حیاتی را محدود کند.
- چالشهای سیاست پولی در زمان جنگ: بانکهای مرکزی در زمان جنگ با چالشهای منحصربهفردی روبهرو هستند. فشارهای تورمی ناشی از شوکهای عرضه نمیتوانند نادیده گرفته شوند، همانطور که ممکن است در مورد اختلالات کوتاهمدت اتفاق بیفتد. در عوض، تورم پایدار نیازمند اقداماتی فعالانه مانند افزایش نرخ بهره است. در سالهای اخیر، بانکهای مرکزی در مواجهه با شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ – از جمله جنگ اوکراین – با افزایش نرخ بهره برای مهار تورم واکنش نشان دادهاند. هرچند این رویکرد ممکن است به تثبیت قیمتها کمک کند، اما خطر کاهش رشد اقتصادی، بهویژه در اقتصادهای آسیبپذیر، وجود دارد.
- نقش دوگانه جنگ در اقتصادها: با وجود ویرانیها و اختلالات گستردهای که جنگ به همراه دارد، تاریخ نشان داده است که در برخی شرایط، جنگ میتواند اثرات توسعهای نیز داشته باشد. افزایش هزینههای دولتی در تلاشهای نظامی میتواند تقاضا را تحریک کرده و به خروج اقتصادها از رکود کمک کند. برای مثال، در طول جنگ جهانی دوم، هزینههای نظامی نقش مهمی در احیای اقتصاد ایالات متحده پس از رکود بزرگ داشت. با این حال، این اثرات توسعهای معمولاً موقتی و نامتوازن هستند. پیامدهای بلندمدت جنگ – از کاهش ظرفیت تولیدی گرفته تا بیثباتی اجتماعی و اقتصادی – اغلب از منافع کوتاهمدت پیشی میگیرند.
- کاهش رشد اقتصادی: جنگها معمولاً منجر به کاهش رشد اقتصادی میشوند. برای مثال، در اثر جنگ اوکراین، پیشبینیها برای رشد اقتصادی در منطقه یورو در سال ۲۰۲۲ کاهش یافت و از ۴ درصد به ۲.۶ درصد رسید. کشورهایی مانند آلمان و ایتالیا که وابستگی بیشتری به واردات انرژی روسیه دارند، بیشترین آسیب را متحمل شدند. در اقتصادهای نوظهور نیز رشد اقتصادی کاهش یافت، بهویژه در کشورهایی که واردکننده خالص کالاهای اساسی هستند.
- مهاجرت گسترده: جنگها باعث ایجاد موجهای بزرگ مهاجرت میشوند. جنگ اوکراین بزرگترین موج مهاجرت در سالهای اخیر را رقم زده است، بهطوری که بیش از ۱۲ میلیون نفر مجبور به ترک خانههای خود شدند. مهاجرت این جمعیت بزرگ، چالشهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای کشورهای میزبان ایجاد میکند، از جمله تأمین مسکن، خدمات اجتماعی و اشتغال.
- تأثیرات بر بازارهای مالی: جنگها باعث افزایش نوسانات در بازارهای مالی میشوند. افزایش عدم اطمینان اقتصادی و نگرانیها درباره کاهش رشد جهانی باعث افت شاخصهای بورس، افزایش بازده اوراق قرضه و تغییر در نرخ ارزها میشود. در عین حال، قیمت طلا و سایر داراییهای امن افزایش مییابد.
- تأثیر بر اقتصادهای نوظهور: تأثیر جنگها بر اقتصادهای نوظهور به شدت متفاوت است. کشورهایی که صادرکننده خالص کالاهای اساسی هستند، از افزایش قیمت این کالاها سود میبرند، در حالی که واردکنندگان خالص با افزایش هزینهها و فشارهای مالی مواجه میشوند. علاوه بر این، سیاستهای پولی انقباضی بانک مرکزی آمریکا (افزایش نرخ بهره) باعث خروج سرمایه از این کشورها و فشار بیشتر بر اقتصادهای ضعیفتر میشود.
تجربه جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴

خرداد ۱۴۰۴ تجربهای تلخ اما آموزنده برای سرمایهگذاران ایرانی بود. جنگ ۱۲ روزه که در این ماه رخ داد، بسیاری از تئوریها و استراتژیهای سرمایه گذاری در زمان جنگ را در دنیای واقعی تست کرد و نتایج آن جالب بود. این تجربه به وضوح نشان داد که در زمان بحران واقعی، نقدشوندگی یا لیکوییدیتی از هر چیز دیگری بیشتر اهمیت دارد و بسیاری از ابزارهایی که در شرایط عادی جذاب به نظر میرسند، در اوج بحران کاملاً قفل میشوند.
چه اتفاقی افتاد؟
در طول این ۱۲ روز، بازارهای مالی ایران شوکی سنگین را تجربه کردند:
بازار ارز:
- قیمت دلار از حدود ۸۰ هزار تومان به بیش از ۱۰۰ هزار تومان رسید (افزایش بیش از ۲۵ درصدی)
- معاملات واقعی در صرافیها متوقف شد و بازار به فضایی سیاه و پرریسک تبدیل گشت
- دلالها با قیمتهای غیرواقعی و دستکاریشده فعالیت میکردند
بازار طلا:
- سکه امامی بیش از ۱۰ میلیون تومان گران شد
- طلای فیزیکی با تقاضای سنگین مواجه شد و برخی طلافروشیها موجودی کافی نداشتند
- صندوق های طلا در بورس (ETF)؟ بهطور کامل قفل بودند!
بازار بورس:
- بورس تهران ۱۲ روز متوالی تعطیل بود
- تمام صندوقهای بورسی (اعم از طلا، سهامی و…) هیچگونه امکان خرید یا فروش نداشتند
- پس از بازگشایی، شاخص کل با افت ۳۰ درصدی مواجه شد
بازار ارزهای دیجیتال:
- روز ششم جنگ، صرافی بزرگ نوبیتکس مورد حمله هکری قرار گرفت
- دهها میلیون دلار از دارایی کاربران سرقت یا از بین رفت
- قطعیهای گسترده اینترنت دسترسی به کیف پولها و صرافیها را غیرممکن کرد
- قیمت رمزارزها سقوط کرد و سرمایهها در بسترهای آنلاین قفل شد
بازار مسکن:
- معاملات املاک کاملاً متوقف شد
- هیچ خریداری وجود نداشت و فروش اضطراری غیرممکن بود
- ریسک تخریب فیزیکی در برخی مناطق احساس میشد
تنها دارایی فعال: صندوق های درآمد ثابت صدور و ابطالی پس از تنها ۳ روز تعطیلی اولیه، فعالیت خود را از سر گرفتند و تنها گزینه نقدشونده در بازار بودند. این صندوقها به سرمایهگذاران این امکان را دادند که به سرمایه خود دسترسی داشته باشند و در صورت نیاز، آن را نقد کنند.
درسهای مهم از این تجربه
- نقدشوندگی از بازدهی مهمتر است: صندوقهای طلای بورسی در این مدت میانگین بازدهی ۷۹.۸ درصد را ثبت کردند و برخی تا ۸۳ درصد رشد داشتند. اما چه فایده؟ هیچ کسی نتوانست حتی یک ریال از این سود را نقد کند! در مقابل، کسانی که طلای فیزیکی داشتند، میتوانستند آن را بفروشند و به پول نقد دسترسی داشته باشند.
- داراییهای دیجیتال در جنگ قابل اعتماد نیستند: تصور بسیاری این بود که ارز دیجیتال به دلیل غیرمتمرکز بودن، در زمان جنگ گزینه امنی است. اما واقعیت چیز دیگری بود: هک، قطعی اینترنت و محدودیتهای بانکی باعث شد این داراییها نهتنها امن نباشند، بلکه یکی از پرخطرترین گزینهها شوند.
- وابستگی به بورس = وابستگی به تصمیمات دولتی: هر دارایی که برای نقد شدن نیاز به بازبودن بورس دارد، در زمان بحران قابل اعتماد نیست. دولت میتواند در هر لحظه بورس را تعطیل کند و سرمایه شما را برای روزها یا هفتهها قفل کند.
- تنوع واقعی یعنی تنوع در نقدشوندگی: تنوع در سبد سرمایهگذاری فقط به معنای داشتن داراییهای مختلف نیست. باید تنوع در سطوح نقدشوندگی هم وجود داشته باشد. بخشی از سرمایه باید در داراییهایی باشد که در هر شرایطی قابل نقد کردن هستند.
ویژگیهای یک سرمایهگذاری مطمئن در زمان جنگ

ویژگیهای یک سرمایهگذاری خوب و ایمن در زمان جنگ را میتوان به توانایی دارایی انتخابی در حفظ سرمایه، به حداقل رساندن ریسک و حفظ بازده در شرایط تزلزل اقتصاد نسبت داد. در ادامه این بخش به تفصیل به بررسی ویژگیهای سرمایه گذاری در زمان جنگ میپردازیم بلکه دید کاملتری نسبت به آنها پیدا کنید.
نقدشوندگی؛ مهمترین ویژگی در زمان جنگ
نقدشوندگی یعنی توانایی تبدیل سریع دارایی به پول نقد بدون کاهش قابل توجه ارزش. در شرایط عادی، این ویژگی مهم است اما در زمان جنگ به حیاتیترین فاکتور تبدیل میشود. تجربه جنگ ۱۲ روزه به وضوح نشان داد که بسیاری از داراییهایی که در شرایط عادی نقدشونده هستند، در اوج بحران کاملاً قفل میشوند.
داراییهای فیزیکی مانند طلا و نقره نیز در این شرایط قابل فروش بودند، اگرچه با محدودیتهایی مواجه شدند. در مقابل، داراییهای وابسته به اینترنت مانند ارزهای دیجیتال به دلیل قطعی اینترنت و حملات سایبری کاملاً غیرقابل دسترس شدند. بنابراین، یک سبد مناسب برای سرمایه گذاری در زمان جنگ باید حداقل ۵۰ تا ۷۰ درصد از وجوه را در ابزارهای نقدشونده مستقل از بورس نگه دارد.
ریسک پایین و ثبات
کاهش ریسک و احتیاط در انتخاب سرمایهگذاری در دوران جنگ از اهمیت زیادی برخوردار است. ابزارهای سرمایهگذاری مانند اوراق قرضه دولتی، سپردههای بانکی، فلزات گرانبها و همچنین طلا که از ثبات نسبی برخوردار هستند، گزینههای مطمئنی بهشمار میروند. این داراییها معمولا ارزش سرمایه اولیه را حفظ میکنند و بازدهی آنها نیز پیشبینیپذیر است. در همین حال، سرمایهگذاری در داراییهای پرریسک مانند سهام دارای قیمت نوسانی توصیه نمیشود؛ چراکه این داراییها بیشتر در معرض کاهش ارزش قرار میگیرند.
تنوعبخشی به سبد سرمایه گذاری در زمان جنگ (Diversification)
متنوع سازی پرتفوی سرمایهگذاری یکی از استراتژیهای کلیدی مدیریت ریسک در زمان جنگ است. با سرمایهگذاری پراکنده در داراییهای مختلف و حتی کالا، میتوان از زیان قابلتوجه در یک دارایی خاص جلوگیری کرد. همچنین، تنوعبخشی جغرافیایی نیز از تأثیرات منفی جنگهای منطقهای میکاهد؛ به این معنی که سرمایهگذاری در بازارهای داخلی و بینالمللی میتواند به متعادلسازی پرتفوی کمک کند.
محافظت از ارزش سرمایه در برابر تورم
همانیطور که در بخش قبل گفته شد، تورم معمولاً در زمان جنگ افزایش مییابد و ارزش سرمایهگذاریهای سنتی را کاهش میدهد. داراییهایی مانند طلا برای مقابله با تورم گزینههای مناسبی هستند. کالاهایی مانند نفت و محصولات کشاورزی نیز به دلیل حفظ یا افزایش قیمت در شرایط افزایش تورم، بازده مناسبی ارائه میدهند.
آگاهی ژئوپلیتیکی
درک دقیق ریسکهای ژئوپلیتیکی، یکی از ضروریات سرمایه گذاری در زمان جنگ است. باید بدانید که جنگ میتواند زنجیره تأمین را مختل و اقتصاد را بیثبات کند و به صنایعی که به مناطق تحت تأثیر وابستهاند، ضربه بزنند. سرمایهگذاران باید به دقت چشمانداز ژئوپلیتیکی را ارزیابی کرده و از داراییهایی که بیشازحد به مناطق جنگی وابستهاند، دوری کنند. سرمایهگذاری در مناطق پایدارتر و کمریسکتر، انتخاب معقولتری خواهد بود.
دیدگاه بلندمدت
دیدگاه بلندمدت یکی از مهمترین اصول برای سرمایه گذاری در زمان جنگ است. نوسانات بازار و افتهای شدید در این شرایط طبیعی هستند، اما تاریخ نشان داده که بازارها اغلب پس از درگیریها بهبود مییابند و حتی رونق میگیرند. اجتناب از تصمیمات احساسی و حفظ تمرکز بر یک استراتژی سرمایهگذاری دقیق و هدفمند، به شما کمک میکند که ثروت خود را حفظ کرده و در بلندمدت رشد کنید.
بهترین گزینههای سرمایه گذاری در زمان جنگ چیست؟
در ادامه این بخش بهترین داراییهای سرمایه گذاری در زمان جنگ را به شما معرفی میکنیم:
صندوقهای درآمد ثابت صدور و ابطالی
صندوقهای درآمد ثابت صدور و ابطالی یکی از امنترین و نقدشوندهترین گزینهها برای سرمایه گذاری در زمان جنگ هستند. این صندوقها بر خلاف صندوقهای بورسی که برای خرید و فروش نیاز به فعال بودن بازار بورس دارند، مستقیماً از طریق مدیر صندوق قابل خرید و فروش هستند. به عبارت سادهتر، شما واحدهای خود را نزد مدیر صندوق ابطال کرده و وجه خود را دریافت میکنید، بدون اینکه نیازی به وجود خریدار یا فعال بودن بورس باشد.
این صندوقها معمولاً روی اوراق با درآمد ثابت مانند اوراق مشارکت، اسناد خزانه و سپردههای بانکی سرمایهگذاری میکنند که ریسک پایینی دارند. بازدهی آنها اگرچه کمتر از طلا یا سهام است، اما پایدار و قابل پیشبینی است. در شرایط بحرانی که حفظ سرمایه از رشد آن مهمتر میشود، این ویژگی بسیار ارزشمند است.
یکی از مزایای مهم این صندوقها عدم وابستگی به تصمیمات لحظهای دولت برای تعطیلی یا بازگشایی بازارها است. همچنین برای نقد کردن آنها نیازی به اینترنت پرسرعت یا سیستمهای پیچیده معاملاتی ندارید.
طلا و فلزات گرانبها

طلا از دیرباز به عنوان پناهگاه امن در زمان بحرانها شناخته شده است. این فلز گرانبها ارزش ذاتی دارد و برخلاف ارزهای کاغذی یا داراییهای مالی که ممکن است در معرض تورم یا فروپاشی قرار گیرند، معمولاً ارزش خود را حفظ میکند. جنگها و درگیریهای ژئوپلیتیکی تأثیر مستقیمی بر قیمت طلا دارند و معمولاً با افزایش تنشها، تقاضا برای این فلز افزایش مییابد.
چند عامل کلیدی بر قیمت طلا در زمان جنگ تأثیرگذار هستند:
- اولین عامل، تقاضای امنیت مالی است. سرمایهگذاران در دوران جنگ به طلا روی میآورند تا ثروت خود را از خطر تورم و کاهش ارزش در امان نگه دارند.
- دومین عامل، اقدامات بانکهای مرکزی است که معمولاً در بحرانهای جنگی ذخایر طلای خود را افزایش میدهند تا اقتصاد ملی را تثبیت کنند.
- عامل سوم رابطه معکوس طلا با دلار آمریکا است. زمانی که دلار ضعیف میشود، قیمت طلا افزایش مییابد زیرا خرید آن برای سرمایهگذاران خارجی ارزانتر تمام میشود.
اما نکته مهمی که باید در نظر گرفت، تفاوت بین طلای فیزیکی و صندوقهای طلای بورسی است. طلای فیزیکی شامل سکه، شمش و طلای آبشده است که مستقل از هر سیستمی قابل خرید و فروش است. در زمان جنگ، طلای فیزیکی با وجود افزایش شدید تقاضا و کمبود موجودی در برخی طلافروشیها، همچنان قابل معامله است. مزیت اصلی این نوع طلا استقلال کامل از بورس، بانک و اینترنت است. البته نگهداری آن نیازمند توجه به امنیت و خطر سرقت است و باید در مکانی امن نگهداری شود.
در مقابل، صندوقهای طلای بورسی اگرچه در شرایط عادی راحتتر و امنتر از نظر نگهداری هستند، در زمان جنگ با مشکل جدی مواجه میشوند. داشتن بازدهی عالی بدون امکان دسترسی به آن، فایدهای ندارد. بنابراین این صندوقها فقط برای نگهداری بلندمدت و حفظ ارزش مناسب هستند، نه برای دسترسی اضطراری.
سرمایهگذاری در سهام معادن طلا نیز به دلیل وابستگی به بورس در زمان جنگ گزینه مناسبی نیست و با ریسکهای عملیاتی و تعطیلی بازار همراه است. برای سرمایه گذاری در زمان جنگ، توصیه میشود حداقل ۶۰ تا ۷۰ درصد از طلای سبد به صورت فیزیکی و حداکثر ۳۰ تا ۴۰ درصد در صندوقهای بورسی نگهداری شود.
پلاتین و پالادیوم نیز جزو فلزات گرانبها محسوب میشوند که در صنایع خودرو و نیمههادیها کاربرد دارند. این فلزات به شدت به صادرات روسیه وابسته هستند و این کشور حدود ۴۰ درصد از پالادیوم جهان را تولید میکند. در حالی که طلا گزینهای پایدار است، پلاتین و پالادیوم به دلیل تقاضای صنعتی و نوسانات بالا فرصتهای سودآوری کوتاهمدت را فراهم میکنند.
سرمایهگذاری در نقره
نقره یکی از گزینههای مناسب برای سرمایه گذاری در زمان جنگ است که مانند طلا میتواند در برابر تورم و کاهش ارزش پول مقاومت کند. قیمت نقره در ایران به نرخ دلار و قیمت جهانی نقره وابسته است، بنابراین حتی اگر قیمت جهانی نقره ثابت باشد، افزایش نرخ دلار در شرایط جنگی میتواند باعث رشد قابل توجه قیمت نقره داخلی شود.
نقره به خاطر قیمت پایینتر نسبت به طلا، محبوب سرمایهگذاران خرد است و در بحرانها تقاضای بیشتری پیدا میکند. برای خرید نقره در زمان جنگ، باید بین امنیت و دسترسی سریع به پول تفاوت قائل شد. نقره فیزیکی در قالب ساچمه یا شمش عرضه شده > مزیت اصلی آن این است که کاملاً مستقل از بانک و بورس است و حتی وقتی بازارها تعطیل هستند، میتوان آن را به پول نقد تبدیل کرد.
در مقابل، نقره بورسی یا گواهی شمش نقره نگهداری امنی دارند و ریسک سرقت فیزیکی را حذف میکنند، اما در زمان جنگ ممکن است معاملات متوقف شود و سرمایهگذاران نتوانند به پول خود دسترسی پیدا کنند. بنابراین در شرایط جنگی، نقره فیزیکی به ویژه ساچمه اولویت دارد، اما اگر هدف حفظ ارزش دارایی در بلندمدت است، صندوقهای نقره یا خرید گواهی شمش نقره از بورس کالا به دلیل امنیت بالاتر گزینه مناسبی هستند.
ارزهای معتبر بینالمللی

بازار ارزهای خارجی یا فارکس یکی از بزرگترین و فعالترین بازارهای مالی در جهان است و از آنجا که به اقتصاد جهانی، رویدادهای سیاسی و جنگ وابستگی زیادی دارد، هرگونه تغییرات در این زمینه میتواند بر نرخ ارزها تأثیر فوری داشته باشد. در زمان جنگ و بحرانهای منطقهای، انتخاب درست ارزهای بینالمللی میتواند گزینهای مناسب برای حفظ ارزش سرمایه افراد باشد.
ارزهایی مثل دلار و یورو به دلیل اعتبار جهانی و استقلال از اقتصاد داخلی، داراییهای ضد تورم محسوب میشوند و در برابر کاهش ارزش ریال مقاومت میکنند.
با این حال، نگهداری و معامله دلار در زمان جنگ با مشکلات جدی همراه است. معاملات واقعی در صرافیها در اوج بحران تقریباً متوقف میشود و بازار به فضایی پرریسک و غیرقابل اعتماد تبدیل میشود که دلالها قیمتهای غیرواقعی ارائه میدهند. همچنین ریسک نگهداری فیزیکی ارز در منزل به دلیل خطر سرقت وجود دارد و باید آن را در مکانی امن نگه داشت.
کشورهای بیطرف مانند سوئیس و سنگاپور معمولاً در زمان بحرانهای جهانی ارزهایی باثباتتر دارند. فرانک سوئیس به خاطر سیستم بانکی قوی و بیطرفی سیاسی، همیشه به عنوان یک پناهگاه امن در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، توصیه میشود در زمان جنگ، دلار و ارزهای فیزیکی فقط بخش کوچکی از سبد دارایی حداکثر حدود ۱۰ درصد را تشکیل دهند و اصل سرمایه در داراییهای نقدشوندهتر نگهداری شود.
کالاهای اساسی و ضروری
کالا یا کامودیتیها که شامل مواد خام و مواد اولیه ضروری هستند، بهعنوان یکی از موارد سرمایه گذاری در زمان جنگ شناخته میشوند. برای مثال نقش کلیدی روسیه بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان کالاهای اساسی، از جمله نفت، گاز، گندم و فلزات گرانبها و درگیری آن در جنگ با اوکراین، بازار جهانی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این شرایط همزمان فرصتها و خطرات جدیدی برای سرمایهگذاران ایجاد کرده است. در ادامه کالاهای اساسی و ضروری را که میتوانند به عنوان سرمایه گذاری در زمان جنگ استفاده شوند و تحت تاثیر جنگ روسیه و اوکراین هستند را معرفی میکنیم:
کالاهای انرژی: نفت و گاز
آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شوک شدیدی به بازار انرژی وارد کرد. قیمت نفت خام برنت به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید و قیمت گاز طبیعی در اروپا به سطوح بیسابقهای افزایش یافت. در همین راستا، فروپاشی احتمالی دولت روسیه یا گسترش جنگ میتواند باعث افزایش بیشتر قیمتها شود.
کالاهای کشاورزی: گندم و مواد غذایی
روسیه و اوکراین با تولید حدود ۳۰٪ از گندم جهان به «سبد نان اروپا» معروف هستند. جنگ شکلگرفته باعث اختلال در صادرات این محصولات شده و نوسانات زیادی را در قیمت گندم ایجاد کرده است. هرچند توافقهای موقتی مانند «ابتکار غلات دریای سیاه» به کاهش تنشها کمک کردهاند، پایان جنگ میتواند قیمت گندم را به شدت کاهش دهد.
مواد معدنی حیاتی: نیکل، کبالت و اورانیوم
در دنیای امروز، فناوریهای نوین و انرژیهای تجدیدپذیر وابستگی زیادی به مواد معدنی حیاتی دارند که جزو داراییهای سرمایه گذاری در زمان جنگ محسوب میشوند و نمونه آنها به شرح زیر است:
- نیکل: مادهای کلیدی در باتریهای خودروهای برقی که قیمت آن در دوران جنگ نوسانات شدیدی را تجربه کرده است.
- کبالت و وانادیوم: از اجزای اصلی باتریهای قابل شارژ هستند و وابستگی به روسیه این بازارها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
- اورانیوم: با اینکه اورانیوم بهصورت مستقیم معامله نمیشود، اما برای انرژی هستهای حیاتی است. روسیه حدود ۳۵٪ از غنیسازی جهانی اورانیوم را در اختیار دارد.
فلزات صنعتی: آلومینیوم و مس
روسیه از بزرگترین صادرکنندگان آلومینیوم و مس در جهان است.
- آلومینیوم: این فلز به دلیل استفاده گسترده در صنایع ساختوساز، حملونقل و بستهبندی اهمیت زیادی دارد. پایان جنگ ممکن است باعث کاهش قیمتها شود، اما تقاضای بلندمدت برای آلومینیم همچنان بالاست.
- مس: این فلز که برای سیمکشی برق و فناوریهای انرژی تجدیدپذیر حیاتی است، همچنان یکی از گزینههای محبوب سرمایهگذاری به شما میرود.
سهام شرکتهای دفاعی و صنعتی
جنگها همواره اولویتهای اقتصادی را تغییر میدهند و بخش دفاعی به یکی از محورهای اصلی توجه دولتها و سرمایهگذاران تبدیل میشود. تنشهای ژئوپلیتیک مانند حمله روسیه به اوکراین، مناقشات دریای چین جنوبی و درگیریها در خاورمیانه اهمیت روزافزون هزینههای دفاعی را نشان میدهند.
اما قبل از هر چیز باید به یک نکته مهم توجه داشت. اگرچه شرکتهای دفاعی و صنعتی در زمان جنگ پتانسیل رشد دارند، سرمایهگذاری در آنها از طریق بورس با خطر جدی همراه است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که بورس تهران به مدت ۱۲ روز کاملاً تعطیل بود و پس از بازگشایی با افت ۳۰ درصدی مواجه شد. تمام صندوقهای سهامی نیز در این مدت قفل بودند و هیچ امکان خرید یا فروشی وجود نداشت. بنابراین این بخش فقط برای کسانی مناسب است که دیدگاه بلندمدت دارند و میتوانند ریسک قفل شدن سرمایه را بپذیرند.
در بازار سهام خارجی ممکن است صندوقهای قابل معامله در بورس وجود داشته باشند که بر روی شاخصهای مرتبط با صنعت دفاعی تمرکز دارند. همچنین دولتها ممکن است در زمان جنگ اوراق قرضهای منتشر کنند تا بتوانند هزینههای نظامی را تأمین کنند. سرمایهگذاری در این اوراق میتواند به عنوان یک دارایی امن در نظر گرفته شود، اگرچه باید به ریسکهای مرتبط با اعتبار دولت و شرایط اقتصادی توجه داشت.
بدترین سرمایه گذاری در زمان جنگ

در زمان جنگ، منطق سرمایهگذاری تغییر میکند. هدف اصلی دیگر رشد سریع نیست. حفظ دارایی و دسترسی به نقدینگی در اولویت قرار میگیرد. ورود اشتباه در این دوره، نه تنها سودی ندارد، بلکه اصل سرمایه را در معرض نابودی قرار میدهد
بورس و سهام پرریسک
بازار سرمایه یکی از اولین قربانیان جنگ است. تعطیلی معاملات، محدودیت نقدشوندگی و ریزش شدید قیمتها، بورس را به منطقه پرخطر تبدیل میکند. ورود به بورس در زمان جنگ، یعنی پذیرش ریسک قفل شدن سرمایه بدون امکان خروج.
ارزهای دیجیتال و داراییهای آنلاین
رمزارزها در ظاهر مستقل از اقتصاد داخلی هستند، اما وابستگی کامل به اینترنت و زیرساخت دیجیتال نقطه ضعف اصلی آنهاست. در شرایط جنگی و قطعی اینترنت دسترسی به دارایی را مختل میکند.
مسکن به عنوان دارایی قفلشده
مسکن در زمان جنگ نقدشوندگی نزدیک به صفر دارد. توقف معاملات، کاهش تقاضا و ریسک تخریب فیزیکی، این بازار را به یکی از نامناسبترین گزینهها برای سرمایهگذاری کوتاهمدت تبدیل میکند. حتی در مناطق امن، فروش سریع ملک عملا غیرممکن میشود. مسکن برای سکونت معنا دارد، نه برای حفظ نقدینگی در بحران.
کرادفاندینگ و سرمایهگذاریهای بلندمدت
طرحهای تامین مالی جمعی و پروژههای تولیدی، سرمایه را برای ماهها یا سالها قفل میکنند. در زمان جنگ، انعطافپذیری مالی اهمیت حیاتی دارد. هر دارایی که خروج سریع از آن ممکن نباشد، ریسک بالایی دارد. بازده اسمی بالا در این شرایط ارزشی ندارد، چون اولویت دسترسی به پول نقد است.
اوراق مشتقه و معاملات اهرمی
ابزارهای اهرمی در فضای جنگ خطرناکتر میشوند. نوسان شدید قیمتها، افزایش مارجین کال و بسته شدن بازارها باعث میشود سرمایهگذار در بدترین زمان ممکن از معامله خارج شود. این ابزارها برای بازار پایدار طراحی شدهاند، نه شرایط بحرانی.
مقایسه انواع سرمایه گذاری در زمان جنگ

| نوع دارایی | نقدشوندگی در زمان جنگ | سطح ریسک | توصیه درصد سبد |
| طلا فیزیکی | بالا | متوسط | 50 تا 70 درصد |
| صندوق درآمد ثابت صدور و ابطالی | بسیار بالا | پایین | 20 تا 30 درصد |
| نقره فیزیکی | متوسط | متوسط | 5 تا 10 درصد |
| ارز فیزیکی معتبر | متوسط | بالا | حداکثر 10 درصد |
| صندوق طلا بورسی | صفر در زمان تعطیلی بازار | متوسط | صفر در بحران |
| بورس و سهام | صفر | بسیار بالا | صفر |
| صندوقهای سهامی | صفر | بسیار بالا | صفر |
| مسکن | نزدیک به صفر | بالا | صفر |
| ارز دیجیتال | فاجعهبار | بسیار بالا | صفر |
| اوراق مشتقه و معاملات اهرمی | وابسته به بازار | بسیار بالا | صفر |
چکلیست سرمایه گذاری در زمان جنگ
- هدف خود را از سود به حفظ دارایی تغییر بدهید.
- فرض را بر بدترین سناریو بگذارید، نه بهترین حالت.
- نقدشوندگی را معیار اول انتخاب دارایی قرار بدهید.
- هر دارایی وابسته به بورس را پرریسک فرض کنید.
- هر دارایی وابسته به اینترنت را پرریسک فرض کنید.
- بخشی از سرمایه را خارج از سیستم بانکی نگه دارید.
- دارایی فیزیکی قابل حمل را در اولویت بگذارید.
- از تمرکز روی یک بازار خاص پرهیز کنید.
- طلا را ابزار حفظ ارزش ببینید، نه ابزار نوسانگیری.
- ارز فیزیکی را فقط برای پوشش ریسک نگه دارید.
- از ورود جدید به بورس خودداری کنید.
- سرمایه قفلشونده نخرید، حتی با وعده سود بالا.
- از معاملات اهرمی فاصله بگیرید.
- اخبار لحظهای را مبنای تصمیم قرار ندهید.
- موجودی نقد برای چند ماه هزینه زندگی کنار بگذارید.
- سبد دارایی را ساده و قابل مدیریت نگه دارید.
- هر دارایی بدون مسیر خروج سریع را حذف کنید.
- امنیت نگهداری دارایی فیزیکی را بررسی کنید.
- تصمیمها را با فاصله زمانی بگیرید، نه هیجانی.
- در اوج بحران، حفظ سرمایه موفقیت محسوب میشود.
جمعبندی
در زمان جنگ، سرمایهگذاری معنای متفاوتی دارد. معیار موفقیت رشد نیست، بقاست. هر دارایی که نقدشوندگی پایین دارد، به بازارهای رسمی وابسته است یا دسترسی به آن به اینترنت و زیرساخت دیجیتال گره خورده، ریسک بالایی دارد. تجربه بحرانهای اخیر نشان داد بورس، ارز دیجیتال، مسکن و سرمایهگذاریهای قفلشونده در لحظه نیاز عملا بلااستفاده میشوند. تصمیم درست در این دوره بر پایه سادگی، دسترسی سریع به پول و حذف ریسکهای غیرضروری شکل میگیرد. سبد جنگی، سبدی محافظهکارانه است. اگر سرمایه حفظ شود، فرصت سود در دوران ثبات دوباره ایجاد خواهد شد.
سوالات متداولح>
بیشتر از 10 سال هست که زندگی من به بازارهای مالی گره خورده و انواع سبکهای تحلیلی و تولید محتوا در این زمینه رو امتحان کردم. در این میان ریسرچ در بازار ارز دیجیتال و تحلیل فاندامنتال نسبت به بقیه موارد خیلی بیشتر برام جذابیت دارند و در تلاش هستم که بتونم با قلمی ساده و روان، اطلاعات آموزشی و تحلیلی دقیق رو در اختیار مخاطبینم بزارم.