تاثیر تک‌ نرخی شدن ارز؛ چه بر سر اقتصاد ایران می‌آید؟

بازار طلا و ارز ایران
تاثیر تک‌ نرخی شدن ارز بر اقتصاد ایران

اقتصاد ایران سال‌هاست زیر سایه تصمیم‌هایی حرکت می‌کند که اثر آن‌ها مستقیما در زندگی روزمره دیده می‌شود و یکی از مهم‌ترین آن‌ها، «چندنرخی بودن ارز» است. در این روند، سیاست‌گذار پولی با مجموعه‌ای از سیاست‌های ارزی دولت تلاش کرده در نظام اقتصادی تعادل ایجاد کند؛ اما وجود ارز دولتی در کنار ارز آزاد به شکل‌گیری یک شکاف ارزی پایدار منجر شده است. حالا بحث تک‌ نرخی شدن ارز دقیقا برای رفع این شکاف به وجود آمده و پرسش‌هایی جدی درباره آینده قیمت‌ها، تولید، تجارت و حتی رفتار مصرف‌کننده در ذهن افراد به وجود آورده است. در ادامه این مقاله با فراز همراه باشید تا به طور کامل متوجه شوید سیاست تک نرخی شدن ارز چیست و چه مزایایی برای اقتصاد ایران به دنبال دارد.

تک نرخی شدن ارز چیست و چرا در اقتصاد ایران اهمیت دارد؟

تک نرخی شدن ارز یعنی در یک اقتصاد، فقط یک نرخ برای خرید و فروش ارز وجود داشته باشد و همه فعالان اقتصادی با همان نرخ کار کنند. در این حالت، تفاوتی میان ارز دولتی و ارز آزاد دیده نمی‌شود و شکاف ارزی از بین می‌رود. هدف این است که قیمت ارز برای واردات، خدمات، سرمایه‌گذاری و سایر نیازها یکسان باشد و تصمیم‌ها بر پایه همان عدد گرفته شود؛ بدون اینکه کسی بتواند به واسطه رانت از نرخ‌های کمتر سود ببرد.

در هفته‌های اخیر، طبق تصمیم دولت و بانک مرکزی، تمامی ارائه‌کنندگان کالا و خدمات باید ارز موردنیاز خود را از تالار حواله مرکز مبادله و بر مبنای نرخ‌های روزانه و توافقی تامین کنند. پرداخت ارز ترجیحی نیز صرفا به واردات گندم و دارو محدود شده است.

در زمان نوشته شدن این مقاله (۱۷ بهمن ۱۴۰۴) قیمت فروش حواله دلار آمریکا در مرکز مبادله ارز و طلای ایران نزدیک به ۱۳۵ هزار تومان است.

تک نرخی شدن ارز چیست؟

تاثیر تک‌ نرخی شدن دلار در اقتصاد ایران بیش از هر چیز به نقش آن در کاهش رانت برمی‌گردد؛ زیرا وقتی هم‌زمان ارز دولتی و ارز آزاد در کشور وجود داشته باشد، اختلاف قیمت میان آن‌ها به منبعی برای سودگیری‌های بی‌اساس تبدیل می‌شود و بخشی از منابع کشور به‌جای تولید و سرمایه‌گذاری، صرف سواستفاده می‌شود. یکی از مزایای تک نرخی شدن ارز این است که با حذف این فاصله قیمتی، منطق تصمیم‌گیری اقتصادی را به سمت قیمت واقعی سوق می‌دهد و هزینه دسترسی به رانت را بالا می‌برد. به همین دلیل، این سیاست در صورت ثبات اقتصادی، می‌تواند یکی از موثرترین اصلاحات برای سامان دادن به روابط مالی و ارزی در ایران باشد.

البته تجربه ایران نشان داده که تلاش برای یکسان‌سازی نرخ ارز با وجود تورم بالا، یا دوام نیاورده یا خیلی زود دوباره به چندنرخی برگشته است؛ زیرا ارز در عمل بازتابی از انتظارات تورمی است. اگر قیمت‌ها مدام در حال افزایش باشند، یک نرخ واحد نمی‌تواند برای مدت طولانی حفظ شود و دوباره فاصله میان نرخ رسمی و بازار شکل می‌گیرد.

اهمیت تک نرخی شدن ارز در اقتصاد ایران

عوامل تاثیر گذار بر تک نرخی شدن ارز در بازار

تک‌ نرخی شدن ارز حاصل برهم‌کنش چند عامل ساختاری و بیرونی است که مسیر بازار ارز را شکل می‌دهند. در اقتصاد ایران، نرخ ارز به‌شدت به منابع ورودی ارز، میزان دسترسی به آن و نحوه مداخله دولت در بازار وابسته است و هر تغییر در این متغیرها مستقیما بر امکان یکسان‌سازی نرخ‌ها و تحلیل دلار اثر می‌گذارد. در ادامه، مهم‌ترین متغیرهایی که بر این روند اثر می‌گذارند را بررسی می‌کنیم.

وابستگی اقتصاد به فروش نفت و میعانات گازی

در دهه‌های گذشته، بخش بزرگی از درآمدهای دولت از صادرات نفت و میعانات گازی تامین شده و همین موضوع باعث شده ورود ارز به کشور به شدت به شرایط این بازار گره بخورد. وقتی فروش نفت در سطح بالایی قرار داشته باشد، منابع ارزی افزایش پیدا می‌کند و دولت دست بازتری برای مدیریت نرخ ارز دارد؛ اما با کاهش فروش یا اختلال در دریافت درآمد، فشار به بازار ارز به‌سرعت بالا می‌رود.

این وابستگی باعث می‌شود نرخ ارز ثبات پایدار نداشته باشد. درآمدهای نفتی ماهیت نوسانی دارند و به عواملی مانند قیمت جهانی نفت، شرایط سیاسی و محدودیت‌های فروش وابسته‌اند. در چنین وضعیتی، سیاست‌گذار برای جبران کمبود ارز ناچار به مداخله‌های مقطعی می‌شود و معمولا نتیجه این مداخله‌ها ایجاد فاصله میان نرخ‌های مختلف است. به بیان ساده، وقتی منبع اصلی ارز کشور ثابت و قابل پیش‌بینی نیست، نگه داشتن یک نرخ واحد ارز در بازار کار ساده‌ای نخواهد بود.

از سوی دیگر، تکیه بر ارز حاصل از نفت باعث شده بخش‌های دیگر اقتصاد نقش کمرنگ‌تری در تامین ارز داشته باشند. این ساختار، بازار ارز را آسیب‌پذیر کرده و هر شوک در فروش نفت می‌تواند تعادل نرخ‌ها را به هم بزند. به همین دلیل، وابستگی به نفت یکی از موارد اصلی تک‌ نرخی شدن ارز در اقتصاد ایران به شمار می‌آید و تا زمانی که این وابستگی کاهش پیدا نکند، خطر بازگشت چندنرخی بودن همواره وجود دارد.

عوامل تاثیر گذار بر تک نرخی شدن ارز در بازار

تحریم‌های اقتصادی

تحریم‌های اقتصادی باعث شده‌اند دولت در دریافت و انتقال ارزهای حاصل از صادرات با دشواری روبه‌رو شود و دسترسی به منابع ارزی به شکل عادی انجام نگیرد. در چنین شرایطی، حتی اگر صادرات انجام شود، ورود ارز به کشور با تاخیر یا هزینه بالا همراه است و بازار ارز با کمبود عرضه مواجه می‌شود.

در واکنش به این وضعیت، سیاست‌های ارزی دولت به سمت تعریف نرخ‌های ترجیحی حرکت کرده تا فشار افزایش قیمت ارز آزاد مهار شود. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری فاصله میان نرخ رسمی و بازار بوده است که نگه داشتن یک نرخ واحد را دشوار می‌کند. به همین دلیل، تا زمانی که تحریم‌ها جریان طبیعی ارز را مختل کرده‌اند، تک نرخی شدن دلار با چالش جدی روبه‌رو خواهد بود.

سیاست‌های حمایتی

سیاست‌های حمایتی با هدف کنترل قیمت کالاهای اساسی و کاهش فشار بر اقشار ضعیف شکل گرفته‌اند؛ اما در عمل نتایج متفاوتی به همراه داشته‌اند. تعریف نرخ ارز ترجیحی برای واردات کالاها و نهاده‌های اساسی در گذشته باعث شده بخشی از واردات با قیمتی پایین‌تر از بازار انجام شود و فاصله میان نرخ‌ها گسترش پیدا کند. همین فاصله، مسیر بازار ارز را از حالت طبیعی خارج کرد و چندنرخی بودن را به یک وضعیت پایدار تبدیل کرد.

مسئله اصلی اینجاست که اختلاف میان ارز ترجیحی و ارز آزاد به شکل‌گیری «رانت» در واردات کالا و خدمات اساسی منجر شد و در بسیاری از موارد، ارز ارزان به مصرف‌کننده نهایی نرسید و منافع آن در حلقه‌های واسطه‌ای باقی ماند. 

بنبراین اگر سیاست‌های حمایتی بدون اصلاح ساختارها اجرا شوند، نه‌تنها به تک‌ نرخی شدن ارز آسیب می‌زنند، بلکه هزینه‌های اقتصادی و توزیعی جدیدی ایجاد می‌کنند.

تاثیر سیاست های حمایتی بر تک نرخی شدن ارز

چالش‌های چند نرخی بودن ارز برای بازارهای مالی

تا پیش از این، چندنرخی بودن ارز فقط به بازار کالا محدود نبوده است و اثرات آن به‌طور مستقیم به بازارهای مالی مانند بازار بورس نیز سرایت کرده بود. وجود نرخ‌های متفاوت ارز باعث می‌شود قیمت‌گذاری دارایی‌ها، ارزیابی سودآوری شرکت‌ها و تحلیل روند بازار ناپایدار باشد. در ادامه، مهم‌ترین چالش‌هایی که چندنرخی بودن ارز برای بازارهای مالی ایجاد می‌کند بررسی می‌کنیم.

ریسک سیستماتیک

ریسک سیستماتیک به آن دسته از ریسک‌ها گفته می‌شود که کل بازار را درگیر می‌کند و با تنوع‌بخشی به سبد دارایی‌ها یا مدیریت ریسک نمی‌توان از آن دوری کرد. چندنرخی بودن ارز یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد این مشکل در بازارهای مالی است؛ زیرا تصمیم‌های ارزی دولت و بانک مرکزی به‌صورت هم‌زمان بر همه صنایع و دارایی‌ها اثر می‌گذارد. همچنین تغییر در نحوه تخصیص ارز، حذف یا اضافه شدن یک نرخ جدید یا اصلاح مقررات ارزی می‌تواند سودآوری شرکت‌ها، جریان نقدینگی و انتظارات سرمایه‌گذاران را دچار نوسان کند. در چنین شرایطی، حتی شرکت‌هایی که عملکرد عملیاتی مناسبی دارند نیز در معرض شوک‌های بیرونی قرار می‌گیرند و تحلیل بازار بورس بیش از آنکه بر داده‌های واقعی استوار باشد، به پیش‌بینی تصمیم‌های سیاستی وابسته می‌شود.

عدم مقایسه درست بین صنایع

چندنرخی بودن ارز، مقایسه عملکرد صنایع مختلف را در بازار سرمایه با مشکل جدی روبه‌رو می‌کند. بدین ترتیب شرکت‌های صادرات‌محور درآمد ارزی دارند؛ اما ناچارند ارز حاصل از صادرات را با نرخی متفاوت از نرخ بازار محاسبه یا عرضه کنند، درحالی‌که برخی صنایع دیگر هزینه‌های خود را بر مبنای نرخ‌های بالاتری پرداخت می‌کنند. این تفاوت باعث می‌شود سودآوری شرکت‌ها بازتاب دقیقی از کارایی واقعی آن‌ها نباشد و اعداد صورت‌های مالی بیشتر تحت تاثیر سیاست‌های ارزی قرار بگیرند. نتیجه این وضعیت، تحلیل‌های ناهماهنگ و قضاوت‌های نادرست درباره برتری یا ضعف صنایع مختلف است.

تاثیر تک نرخی شدن ارز بر صنایع بورسی مختلف

سیاست تک‌ نرخی شدن دلار اثر یکسانی بر همه صنایع بورسی ندارد؛ زیرا میزان وابستگی هر صنعت به ارز متفاوت است. برخی شرکت‌ها بخش عمده درآمد خود را از صادرات به دست می‌آورند و برخی دیگر به واردات مواد اولیه وابسته‌اند. به همین دلیل، تغییر در ساختار نرخ ارز می‌تواند برای یک گروه به معنای بهبود شرایط مالی باشد و برای گروه دیگر فشار هزینه ایجاد کند. 

در صنایع صادراتی مانند پتروشیمی، فلزات اساسی و شرکت‌های معدنی، تک‌ نرخی شدن ارز معمولا اثر مثبت‌تری دارد. این شرکت‌ها ارزآوری بالایی دارند و در دوره چندنرخی بودن، ناچار بودند درآمد ارزی خود را با نرخ‌هایی پایین‌تر از بازار محاسبه کنند. حالا با یکسان شدن نرخ ارز، درآمد این صنایع به نرخ واقعی نزدیک‌تر می‌شود و سودآوری آن‌ها اطلاعات دقیق‌تری از عملکردشان نشان می‌دهد.

در مقابل، صنایع واردات‌محور مانند خودرو، دارو و برخی شرکت‌های غذایی بیشتر در معرض فشار قرار می‌گیرند. این شرکت‌ها در گذشته بخشی از مواد اولیه را با نرخ‌های ترجیحی وارد می‌کردند و حذف این نرخ‌ها باعث افزایش بهای تمام‌شده می‌شود. بنابراین اگر امکان انتقال این افزایش هزینه به قیمت نهایی وجود نداشته باشد، حاشیه سود آن‌ها کاهش پیدا می‌کند. 

تاثیر تک نرخی شدن دلار بر صنایع مختلف بورسی

چرا تک نرخی شدن ارز می‌تواند فرصت رشد بازار سهام باشد؟

تک‌ نرخی شدن ارز می‌تواند باعث شود وضعیت بورس ایران در ۱۴۰۴ کمتر تحت‌ تاثیر خبرهای مقطعی قرار گیرد و ارزیابی ارزش شرکت‌ها بیش از گذشته به عملکرد آن‌ها نزدیک شود. در ادامه، مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود رشد بازار سهام جزو مزایای تک‌ نرخی شدن دلار محسوب شود را بررسی می‌کنیم.

افزایش شفافیت و اعتماد

در بازار سهام، اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که سرمایه‌گذار بتواند سود و زیان شرکت‌ها را بدون ابهام تحلیل کند. چندنرخی بودن ارز این قابلیت را به کلی از بین می‌برد؛ زیرا صورت‌های مالی به نرخ‌های متفاوت وابسته می‌شوند و مقایسه واقعی عملکرد شرکت‌ها دشوار می‌شود. با تک‌ نرخی شدن ارز، محاسبات مالی شرکت‌های بورسی به یک مبنای واحد نزدیک‌تر می‌شود و فاصله میان عددهای حسابداری و واقعیت اقتصادی کمتر خواهد شد. این وضعیت تحلیل فاندامنتال را معنادارتر می‌کند و می‌تواند نگاه سرمایه‌گذاران بلند مدتی را که به دلیل بی‌اعتمادی از بازار فاصله گرفته بودند، دوباره به سمت بازار سهام برگرداند.

کاهش ریسک سیاسی

ریسک سیاسی در بازار سهام زمانی پررنگ می‌شود که نرخ ارز به تصمیم‌های کوتاه‌ مدت دولت‌ها وابسته باشد. در دوره‌های مختلف، تغییر دولت‌ها معمولا با تغییر رویکردهای ارزی همراه بوده و همین موضوع نااطمینانی گسترده‌ای در بازار ایجاد کرده است. تک‌ نرخی شدن ارز در کوتاه مدت این وابستگی را تا حد زیادی کاهش می‌دهد؛ زیرا فضای مانور سیاستی بر سر نرخ‌های متفاوت محدود می‌شود و تصمیم‌ها اثر ناگهانی کمتری بر سودآوری شرکت‌ها خواهند داشت. 

حرکت بازار از سفته بازی به تحلیل فاندامنتال

چندنرخی بودن ارز، زمینه رشد سفته‌بازی را تقویت می‌کند؛ زیرا بخشی از سود بازار نه از عملکرد شرکت‌ها، بلکه از تغییرات دستوری نرخ‌ها به دست می‌آید. با تک‌ نرخی شدن ارز، این مسیرهای رانتی محدود می‌شود و نوسان‌گیری کوتاه‌ مدت جذابیت کمتری پیدا می‌کند. بدین ترتیب سود و زیان شرکت‌های بورسی بیشتر به عملکرد آن‌ها وابسته می‌شود و تحلیل فاندامنتال نقش پررنگ‌تری می‌گیرد. نتیجه این تغییر، جذب سرمایه‌گذارانی است که تصمیم‌های خود را بر پایه داده‌های مالی و چشم‌انداز کسب‌وکارها می‌گیرند.

ریسک‌ها و ملاحظات تک نرخی شدن ارز برای بازار سرمایه

تک‌ نرخی شدن ارز در کنار فرصت‌هایی که برای بازار سرمایه ایجاد می‌کند، بدون ریسک و هزینه نیست و نادیده گرفتن این ملاحظات می‌تواند آثار معکوس به همراه داشته باشد. واکنش بازار سهام به تک نرخی شدن ارز، به شدت به زمان‌بندی، شرایط اقتصادی و نحوه اجرای سیاست‌ها وابسته است. اگر این فرآیند بدون آماده‌سازی لازم انجام شود، ممکن است به نوسان‌های شدید در بازار منجر شود. در ادامه، مهم‌ترین چالش‌ ها تک‌ نرخی شدن ارز برای بازار سرمایه را بررسی می‌کنیم.

ریسک‌های تک نرخی شدن ارز برای بازار سرمایه

شوک تورمی در کوتاه مدت

یکی از پیامدهای قابل انتظار در ابتدای اجرای سیاست تک‌ نرخی شدن ارز، افزایش فشار قیمتی در اقتصاد است. حذف نرخ‌های پایین‌تر باعث می‌شود هزینه تامین بسیاری از کالاهای وارداتی ناگهان بالا برود و این تغییر در مدت کوتاهی به سطح قیمت مصرف‌کننده منتقل شود. چنین وضعیتی می‌تواند واکنش هیجانی در بازارها ایجاد کند و فضای سرمایه‌گذاری را موقتا متلاطم سازد. اگر این مرحله با سیاست‌های مکمل همراه نباشد، اثرات تورمی آن پررنگ‌تر خواهد شد؛ هرچند این فشار معمولا ماهیت کوتاه‌ مدت دارد و به شرایط اجرای سیاست وابسته است.

ضعف در اجرای برنامه

یکی از چالش‌ ها تک‌ نرخی شدن دلار، نحوه اجرای آن در عمل است. اگر این سیاست بدون برنامه جبرانی هم‌زمان پیش برود، افزایش هزینه‌ها می‌تواند بیش از همه بر خانواده‌های کم‌درآمد اثر بگذارد و نارضایتی اجتماعی ایجاد کند. تجربه نشان داده که موفقیت این سیاست به میزان آمادگی دولت برای مدیریت تبعات آن وابسته است، نه صرف اعلام یک نرخ جدید. بنابراین نبود سیستم مشخص برای جبران کاهش قدرت خرید می‌تواند کل برنامه را با اختلال مواجه کند و حتی بازار سرمایه را نیز نسبت به پایداری این مسیر بدبین سازد.

سخن پایانی

تک‌ نرخی شدن ارز را نمی‌توان یک راه‌حل فوری یا مستقل برای مشکلات اقتصاد ایران دانست، بلکه این سیاست زمانی اثرگذار خواهد بود که در بستری از ثبات اقتصادی، کنترل تورم و اجرای منسجم سیاست‌ها قرار گیرد. بررسی تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد یکسان‌سازی نرخ ارز می‌تواند مسیر رانت، نااطمینانی و رفتارهای غیرمولد را محدود کند و هم‌زمان زمینه تحلیل‌پذیرتر شدن بازارها را فراهم آورد؛ اما در صورت اجرای ناقص، هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی قابل‌توجهی به همراه خواهد داشت. بنابراین آینده اقتصاد ایران نه به خود تک‌ نرخی شدن ارز، بلکه به کیفیت اجرای آن و هماهنگی این سیاست با سایر متغیرهای کلان گره خورده است.

تک نرخی شدن ارز به چه معنا است؟

ارز تک نرخی یعنی در اقتصاد فقط یک نرخ مبنا برای خرید و فروش ارز وجود داشته باشد و همه فعالان اقتصادی با همان نرخ فعالیت کنند. بنابراین تفاوتی میان ارز دولتی و ارز آزاد وجود نخواهد داشت و شکاف ارزی از بین می‌رود.

چرا ارز در ایران چندنرخی است؟

چندنرخی بودن ارز ایران نتیجه تورم مزمن، محدودیت منابع ارزی، وابستگی به درآمد نفت و مداخلات سیاستی است. دولت برای مدیریت فشارهای قیمتی و کمبود ارز، نرخ‌های متفاوتی را در مقاطع مختلف تعریف کرده است.

تک نرخی شدن ارز چه اثری بر بورس دارد؟

این سیاست می‌تواند تحلیل سودآوری شرکت‌ها را ساده‌تر کند و نوسان‌های ناشی از تصمیم‌های ارزی را کاهش دهد. در نتیجه، رفتار بازار کمتر به اخبار کوتاه‌ مدت وابسته می‌شود و ارزیابی شرکت‌ها به عملکرد واقعی آن‌ها نزدیک‌تر خواهد شد.

کدام سهام با تک نرخی شدن ارز فرصت رشد بالاتری دارند؟

سهام شرکت‌های صادرات‌محور مانند پتروشیمی، فلزات اساسی و معدنی‌ها معمولا شرایط بهتری پیدا می‌کنند؛ زیرا درآمد ارزی آن‌ها به نرخ واقعی نزدیک‌تر می‌شود و اثر سیاست‌های چندنرخی از صورت‌های مالی حذف خواهد شد.

41 بازدید کننده
این مطلب چقدر مفید بود؟
اشتراک گذاری در

بیشتر از 10 سال هست که زندگی من به بازارهای مالی گره خورده و انواع سبک‌های تحلیلی و تولید محتوا در این زمینه رو امتحان کردم. در این میان ریسرچ در بازار ارز دیجیتال و تحلیل فاندامنتال نسبت به بقیه موارد خیلی بیشتر برام جذابیت دارند و در تلاش هستم که بتونم با قلمی ساده و روان، اطلاعات آموزشی و تحلیلی دقیق رو در اختیار مخاطبینم بزارم.

ثبت نظر

نظر خود را با ما درمیان بگذارید.

نظرات بدون دیدگاه